
کمبود نیتروژن در گیلاس
نشانه کلیدی: زردی عمومی از برگهای پیر، رشد شاخه کم، برگ کوچک و باردهی ضعیف.
اقدام کاربردی: آزمون برگ/خاک و بررسی شستوشو؛ اصلاح تدریجی N، نه شوک نیتروژنی.
راهنمای فنی گیلاس شیرین (Prunus avium L.) از احداث باغ و انتخاب پایه تا نگهداری زمستانه، رنگ تنه، هرس، روغن و ترکیبات دوره خواب، برنامه سمپاشی بهاره بر اساس فنولوژی، گردهافشانی، سرمازدگی گل، آبیاری و تغذیه، ترک میوه، آفات، بیماریها، کمبود و مسمومیت عناصر، علفهای هرز، برداشت و سردخانه.

در گیلاس بسیاری از علائم ظاهری شبیه هماند؛ محل علامت، سن برگ، زمان فصل و وضعیت ریشه دامنه تشخیص را محدود میکند.
اشتباه در پایه و زهکش با کود و سم جبران نمیشود.
گیلاس شیرین به ماندابیشدن و خاکهای سنگینِ بیهوا حساس است. خاک عمیق، زهکش خوب و مدیریت دقیق آبیاری ریسک پوسیدگی طوقه و ضعف ریشه را کم میکند. در زمینهای دارای لایه سخت، اصلاح قبل از احداث باغ بسیار ارزانتر از درمان بعدی است.
پایههای پررشد مانند Mazzard و Mahaleb و پایههای پاکوتاهکننده مانند خانواده Gisela رفتار متفاوتی در رشد، نیاز آبی، باردهی و سیستم تربیت دارند. انتخاب پایه باید با بافت خاک، آهک، شوری، تراکم و مکانیزاسیون هماهنگ شود.
محور مرکزی، KGB، UFO و فرمهای متراکم هر کدام منطق هرس و باردهی متفاوت دارند. هدف مشترک: نور کافی داخل تاج، شاخه بارده جوان، ارتفاع قابل برداشت، کاهش زخمهای بزرگ و جلوگیری از بازشدن ناگهانی تنه به آفتاب.
دوره خواب فرصت کاهش منبع آلودگی، محافظت از تنه و آمادهسازی باغ برای شروع یکنواخت بهار است. تصمیمهای این فصل بر اساس سن درخت، سابقه شانکر و آفات زمستانگذران، شدت آفتاب زمستانی، وضعیت زهکش و اقلیم باغ تنظیم میشود.
در باغ تجاری گیلاس، اولویت با رنگ یا پوشش تخصصی تنه درختان میوه است؛ محصولی که برای کاربرد باغبانی طراحی شده و روی برچسب آن نوع مصرف، نسبت رقیقسازی و محدوده کاربرد مشخص باشد. این پوششها ممکن است فقط نقش سفیدکنندگی و بازتاب نور داشته باشند یا در برخی فرمولها همراه با ترکیبات محافظ، قارچکش یا باکتریکش عرضه شوند. برای نوع دوم، ماده مؤثره و روش مصرف خود محصول ملاک قرار میگیرد.
میوههای مومیایی، شاخههای خشک، چوب شانکردار و بقایای آلوده از منابع مهم آلودگی فصل بعد هستند. خارجکردن این منابع از باغ، فشار اولیه بیماری را کم میکند. در بازدید زمستانه، صمغ، ترک، آفتابسوختگی، سوراخ چوبخوار، پوست فرورفته یا تیره و زخمهای مکانیکی جداگانه بررسی میشوند. شاخه بیمار در هوای خشک تا رسیدن به بافت سالم حذف میشود و ابزار هرس بین درختان مشکوک ضدعفونی میشود. پوشش زخم جای برش صحیح و حذف بافت آلوده را نمیگیرد.
صمغ، ترک، آفتابسوختگی، سوراخ خروجی چوبخوار، پوست فرورفته یا تیره و زخم ادوات باید جداگانه ثبت شوند؛ زیرا صمغ بهتنهایی تشخیص قارچ، باکتری یا حشره نیست.
شاخه بیمار در دوره خشک و با برش سالم تا بافت بدون تغییر رنگ حذف میشود. ابزار بین درختان مشکوک ضدعفونی میشود. پوشش زخم بهصورت روتین جای برش صحیح و خشکماندن زخم را نمیگیرد.
روغن معدنی باغبانی در خواب یا اواخر خواب برای باغی که سابقه شپشک، تخم کنه یا مراحل زمستانگذران برخی شتهها دارد قابل استفاده است. هدف، خیسشدن یکنواخت پوست شاخهها و محل استقرار آفت است، نه صرفاً مرطوبشدن سطح بیرونی تاج. غلظت و فاصله زمانی با سایر ترکیبات بر اساس برچسب همان روغن تعیین میشود؛ دمای نزدیک یخبندان، تنش خشکی و فاصله نامناسب با گوگرد یا بعضی قارچکشها میتواند خطر گیاهسوزی را بالا ببرد.
در باغ دارای سابقه شانکر باکتریایی، هیدروکسید مس (Copper hydroxide) یا اکسیکلرور مس (Copper oxychloride) ممکن است در دوره ریزش برگ یا خواب، و توصیه منطقهای، بخشی از برنامه کاهش آلودگی سطحی باشند. مس درمان بافت چوبی آلوده نیست و کارایی آن بین مناطق متفاوت است؛ بنابراین بهداشت، کاهش زخم، مدیریت تنش و زمان هرس بخش اصلی برنامه باقی میماند.
برنامه بهاره با «یک سم ثابت» تعریف نمیشود. در هر مرحله، آفت یا بیماری هدف، سابقه باغ، بارندگی، دما، وضعیت گردهافشان و فاصله تا برداشت تعیین میکند که اصلاً سمپاشی لازم است یا نه.
| مرحله باغ | موضوع اصلی پایش | تصمیم فنی و نمونه گزینهها | نکته اجرایی |
|---|---|---|---|
| خواب کامل تا اواخر خواب | شپشک، تخم کنه، شته زمستانگذران، شانکر و زخم | در صورت سابقه شپشک یا تخم کنه: روغن معدنی باغبانی. در باغ دارای سابقه شانکر باکتریایی: هیدروکسید مس یا اکسیکلرور مس. | پوشش شاخه و تنه مهم است. روغن و مس فقط در شرایط دمایی مناسب و مطابق برچسب همان محصول مصرف میشوند. |
| تورم جوانه | زندهمانی شپشک و تخم کنه، وضعیت جوانه و زخمهای زمستانی | پایش مجدد و در صورت باقیماندن جمعیت آفت، تکمیل برنامه روغن یا درمان هدفمند آفت. | هرچه جوانه به بازشدن نزدیکتر میشود، حساسیت بافت سبز به بعضی ترکیبات بیشتر میشود. |
| سفیدشدن جوانه و پیش از بازشدن گل | پوسیدگی قهوهای و سوختگی شکوفه در باغ سابقهدار، بهویژه پیش از بارندگی | در باغهای دارای سابقه بیماری و کاربرد در باغ گیلاس: کاپتان (Captan)، تبوکونازول (Tebuconazole) یا ترکیب سیپرودینیل + فلودیوکسونیل (Cyprodinil + Fludioxonil) از گزینههای متداول بینالمللی هستند. | هدف، حفاظت گل پیش از دوره آلودگی است؛ انتخاب یک گزینه مناسب بهتر از مخلوطکردن چند قارچکش بدون منطق است. |
| گلدهی | سوختگی شکوفه، بارندگی، دمای پایین و فعالیت زنبور | قارچکش تنها در صورت ریسک بیماری. حشرهکشهایی که برای گردهافشان خطر دارند در زمان فعالیت زنبور وارد برنامه نمیشوند. | سلامت گردهافشان بخشی از مدیریت محصول است؛ هر درمان اضطراری باید دقیقاً با محدودیت زنبور روی برچسب هماهنگ باشد. |
| ریزش گلبرگ تا جداشدن بقایای گل از میوه جوان | شته سیاه، لارو برگخوار، لکه برگی و سفیدک پودری | شته: استامیپراید (Acetamiprid) یا فلونیکامید (Flonicamid). برگخوار: بیتی، باسیلوس تورینجنسیس (Bacillus thuringiensis) یا اسپینوساد (Spinosad). بیماریها بر اساس سابقه و آبوهوا. | سمپاشی زمانی معنا دارد که آفت یا بیماری هدف وجود داشته باشد. پوشش پشت برگ و رشدهای جوان برای آفات مکنده اهمیت دارد. |
| سختشدن هسته و رشد سریع میوه | مگس گیلاس، کنه، شته، ترک میوه و لکه برگی | مگس با تله پایش میشود و در شروع فعالیت بالغ، طعمه اسپینوساد (Spinosad bait) یا استامیپراید (Acetamiprid) قابل استفاده است. کنهکش فقط پس از نمونهبرداری برگ انتخاب میشود. | آبیاری یکنواخت و کنترل رشد رویشی در این مرحله به اندازه سمپاشی اهمیت دارد. |
| شروع تغییر رنگ تا برداشت | مگس گیلاس/مگس میوه و پوسیدگی میوه | نزدیک برداشت، فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت باید با زمان واقعی برداشت هماهنگ باشد. در باغهای پرخطر از نظر پوسیدگی قهوهای، قارچکشی انتخاب میشود که این فاصله زمانی را پوشش دهد. | در این مرحله فاصله تا برداشت معیار اصلی حذف یا انتخاب سم است؛ سمپاشی غیرضروری ریسک باقیمانده را بالا میبرد. |
| پس از برداشت | سلامت برگ، لکه برگی، کنه، ذخیرهسازی جوانه سال بعد | کنترل بیماری/آفت فقط در صورت فشار واقعی ادامه مییابد. تغذیه پس از برداشت با تمرکز بر ذخایر و جوانه گل وارد برنامه میشود. | برگ سالم پس از برداشت، کارخانه ذخیرهسازی برای فصل بعد است. |
بخش بزرگی از ارقام گیلاس شیرین برای میوهبندی مطلوب به رقم گردهدهنده سازگار با همپوشانی مناسب زمان گل نیاز دارند. در ارقام خودبارور نیز سرمای گل، باران ممتد، باد شدید یا فعالیت پایین زنبور میتواند درصد تشکیل میوه را محدود کند.
وجود دو رقم بهتنهایی کافی نیست؛ سازگاری ژنتیکی و همزمانی گل باید در طراحی باغ بررسی شود.
تعداد و فعالیت زنبور در دوره گل با دما، باد و بارندگی تغییر میکند. برنامه سمپاشی این دوره باید با حفاظت از گردهافشان هماهنگ باشد.
در برنامه پیشگل و تورم جوانه، فروت شارژ شاور گزینه تخصصی وانیا برای تأمین همزمان روی و بور است. فرمول فعلی محصول ۹٪ روی و ۲٪ بور در کنار نیتروژن، آمینواسید، جلبک و مولیبدن دارد. روش مصرف درجشده روی صفحه محصول برای محلولپاشی ۰٫۰۵ تا ۰٫۱۵ کیلوگرم در ۱۰۰ لیتر آب است و مقدار دقیق بر اساس رقم، سن، مرحله رشد و آزمون برگ تنظیم میشود.
با بازشدن جوانه، تحمل بافت زایشی به سرما کاهش مییابد و آستانه خسارت با مرحله فنولوژیک، مدت ماندگاری دمای پایین، رطوبت، رقم و شرایط باغ تغییر میکند. بنابراین یک عدد ثابت برای همه مراحل بهار قابل اتکا نیست.

گیلاس به نوسان شدید رطوبت حساس است؛ خشکی طولانی، آبیاری ناگهانی سنگین و اشباع مداوم خاک هر سه میتوانند کیفیت ریشه و میوه را مختل کنند.
هدف، رطوبت نسبتاً یکنواخت در حجم فعال ریشه است. خشکشدن شدید خاک و سپس آبیاری سنگین در دوره رشد و رسیدن میوه میتواند ریسک ترک را بیشتر کند. در آبیاری قطرهای، تعداد و فاصله قطرهچکانها با توسعه سایهانداز افزایش مییابد.
تجمع طولانی آب کنار تنه و طوقه، بهویژه در خاک سنگین یا زهکش ضعیف، شرایط مساعدی برای پوسیدگی طوقه و ریشه فیتوفترا ایجاد میکند. طراحی محل خروج آب بهگونهای انجام میشود که حجم ریشه مرطوب شود ولی آب بهطور مداوم در تماس با پوست طوقه نماند.
pH، شوری یا EC، بیکربنات، سدیم، کلر، نسبت جذب سدیم، کربنات کلسیم، بافت و ماده آلی خاک در تفسیر تغذیه گیلاس نقش دارند. در خاکهای آهکی، کمبود آهن و روی میتواند ناشی از محدودشدن قابلیت جذب باشد، نه کمبود مطلق عنصر در خاک. برای مدیریت کربن آلی و شرایط ریشه، هیومیک اسید شاور یکی از لینکهای داخلی مرتبط با برنامه خاک است.
به علت کوتاهبودن فاصله گل تا برداشت، زمانبندی در گیلاس اهمیت زیادی دارد. نسخه تغذیهای باید با آزمون خاک و برگ، کیفیت آب، پایه، سن، بار درخت و عملکرد هدف هماهنگ شود.
| مرحله | هدف تغذیهای | راهبرد پیشنهادی |
|---|---|---|
| پس از برداشت تا خزان | بازسازی ذخایر و پشتیبانی از جوانه گل سال بعد | فلاور شارژ شاور (SHAWER FLOWER CHARGE) بهعنوان محصول تخصصی فروتستینگ پس از برداشت در برنامه وانیا قرار میگیرد. زمان کاربرد زمانی انتخاب میشود که برگ هنوز فعال و سالم است. آب کافی و کنترل لکه برگی نیز برای حفظ سطح فتوسنتزی اهمیت دارد. |
| خواب و اواخر زمستان | اصلاح خاک و ذخیره پایه | کود آلی، فسفر، پتاسیم و اصلاحکننده خاک فقط بر اساس آزمون و بدون تجمع کود غلیظ کنار طوقه و ریشههای اصلی. |
| تورم جوانه تا پیشگل | آمادهسازی گل، گرده و شروع رشد | فروت شارژ شاور (SHAWER FRUIT CHARGE) برای محور روی + بور؛ محلولپاشی درجشده روی صفحه محصول ۵۰ تا ۱۵۰ گرم در ۱۰۰ لیتر آب است و مقدار دقیق با وضعیت باغ تنظیم میشود. |
| تشکیل میوه | تقسیم سلولی و حفظ میوه | آب یکنواخت، نیتروژن کنترلشده، پتاسیم متعادل و تأمین کلسیم بدون ایجاد شوری اضافی. |
| رشد سریع میوه | اندازه، سفتی و کیفیت | پتاسیم و کلسیم مرحلهای، توجه به منیزیم و جلوگیری از برهمخوردن نسبت پتاسیم/کلسیم/منیزیم. |
| شروع رنگ تا برداشت | کیفیت، قند، سفتی و سلامت پوست | نیتروژن اضافی محدود میشود؛ برنامه آب یکنواخت باقی میماند و هر محلولپاشی با احتمال ایجاد لکه روی میوه یا تداخل با برداشت ارزیابی میشود. |
کلسیم بخشی از برنامه کیفیت بافت است، اما ترک بارانی مسئلهای چندعاملی است. یکنواختی آب، رقم، وضعیت پوست میوه و بارندگی نقش اساسی دارند. کود کلسیم شاور بهعنوان مکمل برنامه کیفیت قابل استفاده است.
پس از برداشت، درخت هنوز در حال ساخت و تکمیل ذخایر و جوانههای فصل آینده است. فلاور شارژ شاور در این صفحه بهعنوان محصول اصلی این مرحله معرفی میشود؛ نه فروت شارژ.
تشخیص از روی یک عکس کافی نیست؛ سن برگ، الگوی زردی، pH/EC، ریشه و آنالیز برگ باید کنار هم دیده شوند.
اطلس تصویری زیر برای تشخیص اولیه تنظیم شده است؛ در علائم تغذیهای مشابه، نتیجه نهایی با سابقه باغ، آزمون خاک و آنالیز برگ تطبیق داده میشود.

نشانه کلیدی: زردی عمومی از برگهای پیر، رشد شاخه کم، برگ کوچک و باردهی ضعیف.
اقدام کاربردی: آزمون برگ/خاک و بررسی شستوشو؛ اصلاح تدریجی N، نه شوک نیتروژنی.

نشانه کلیدی: رشد کند، برگهای تیره و کوچک؛ در سرما جذب P ممکن است محدود شود.
اقدام کاربردی: pH، دمای خاک و ریشه بررسی شود؛ اصلاح بر اساس آزمون خاک.

نشانه کلیدی: حاشیهسوزی و نکروز برگهای پیر، افت اندازه/کیفیت میوه و حساسیت به تنش.
اقدام کاربردی: K همراه با Ca/Mg و EC تفسیر شود؛ از مصرف یکباره سنگین پرهیز.

نشانه کلیدی: کیفیت بافت و استحکام میوه کاهش مییابد؛ علائم برگی همیشه واضح نیست.
اقدام کاربردی: آب یکنواخت، سلامت ریشه و تعادل K/Mg مهم است؛ برنامه Ca مرحلهای باشد.

نشانه کلیدی: زردی بینرگبرگی برگهای پیر با باقی ماندن رگبرگها و گاهی نکروز حاشیه.
اقدام کاربردی: نسبت پتاسیم به منیزیم، pH و وضعیت ریشه بررسی میشود؛ اصلاح منیزیم بر پایه آزمون برگ و خاک انجام میگیرد.
کمبود Feنشانه کلیدی: کلروز بینرگبرگی در برگهای جوان؛ در خاک آهکی و pH بالا شایعتر.
اقدام کاربردی: pH/بیکربنات و ریشه اصلاح شود؛ منبع آهن مناسب شرایط خاک انتخاب شود.

نشانه کلیدی: روزت، میانگره کوتاه، برگ کوچک و کاهش کیفیت جوانه/گل.
اقدام کاربردی: آزمون برگ؛ اصلاح در زمان مناسب و پرهیز از غلظتهای سوزاننده.
کمبود Bنشانه کلیدی: اختلال گل و میوهبندی، رشد نامنظم بافتهای جوان؛ دامنه کمبود تا سمیت باریک است.
اقدام کاربردی: فقط با سابقه/آزمون و دوز دقیق؛ تکرار بور بدون سابقه، آزمون و دوز دقیق توصیه نمیشود.
کمبود Mnنشانه کلیدی: کلروز بینرگبرگی بیشتر روی برگ جوان تا میانی؛ در pH بالا تشدید میشود.
اقدام کاربردی: pH و Fe/Mn همزمان ارزیابی شود؛ اصلاح انتخابی.
سمیت Bنشانه کلیدی: سوختگی حاشیه و نوک برگ، ابتدا روی برگهای مسنتر؛ در آب/خاک با B بالا تشدید میشود.
اقدام کاربردی: آب و خاک آزمایش شود؛ منبع بور قطع/کاهش و آبشویی فقط با زهکش مناسب انجام شود.

نشانه کلیدی: سوختگی حاشیه، رشد کم، کوچکماندن برگ/میوه و علائم کمبود القایی.
اقدام کاربردی: EC/SAR/Na/Cl آب و خاک بررسی؛ اصلاح آب و آبشویی مدیریتشده با زهکش.

نشانه کلیدی: سوختگی از نوک و حاشیه برگهای مسن شروع میشود و با ادامه تجمع کلر به سمت داخل پهنک پیش میرود. این الگو میتواند با شوری عمومی یا کمبود پتاسیم اشتباه شود.
اقدام کاربردی: کلر آب آبیاری و برگ اندازهگیری میشود و مصرف منابع کلردار، کیفیت آب، آبشویی و زهکش با هم بررسی میشوند.

نشانه کلیدی: رشد رویشی نرم و زیاد، سایهاندازی، تأخیر رسیدن و افت تعادل کیفیت.
اقدام کاربردی: N بر اساس بار و آزمون برگ کاهش یابد؛ آبیاری بیشازحد که N را جابهجا میکند اصلاح شود.
علفکشنشانه کلیدی: پیچش و بدشکلی رشد جدید، اپیناستی یا کلروز پس از سمپاشی مزرعه/ردیف مجاور.
اقدام کاربردی: تاریخچه باد و سمپاشی بررسی؛ از تماس علفکش با تنه سبز، پاجوش و شاخوبرگ جلوگیری شود.
ترک میوهنشانه کلیدی: ترک در انتهای گل، شانه یا پهلو پس از باران/رطوبت بالا، بهویژه نزدیک رسیدن.
اقدام کاربردی: رطوبت خاک یکنواخت، پوشش باران در باغهای حرفهای، خشکشدن سریع میوه و برنامه Ca متناسب.
سرمانشانه کلیدی: قهوهای/سیاه شدن تخمدان داخل گل یا ریزش میوهچه پس از شب سرد.
اقدام کاربردی: پایش مرحله فنولوژی و دما؛ مدیریت مکان، بادزن/آبیاری ضدیخ فقط با طراحی درست.
آفتابنشانه کلیدی: بافت پوست روشن/قهوهای، ترک و ضعف موضعی، بهویژه پس از هرس شدید یا افت برگ.
اقدام کاربردی: رنگ سفید تنه، حفظ تعادل تاج، آب کافی و جلوگیری از بازشدن ناگهانی تنه به آفتاب.

نشانه کلیدی: تشکیل میوههای دوقلو/بدشکل؛ گرمای شدید تابستان قبل هنگام تمایز جوانه گل میتواند دخیل باشد.
اقدام کاربردی: مدیریت گرمای تاج و آبیاری در تابستان؛ انتخاب رقم/سایت مناسب.
پیتینگنشانه کلیدی: فرورفتگیهای سطحی پس از ضربه و فشار؛ در بستهبندی و حمل تشدید میشود.
اقدام کاربردی: برداشت خنک، ظرف مناسب، کاهش سقوط و فشار، سردکردن سریع.

نشانه کلیدی: گل فراوان اما میوه کم؛ ناسازگاری گرده، سرما، باران یا کمبود گردهافشان محتمل است.
اقدام کاربردی: گروه گرده، زمان گل و حضور زنبور بررسی شود؛ سپس تغذیه بررسی گردد.
برای هر آفت، سم زیر همان مورد آمده است تا تشخیص و درمان از هم جدا نشوند. نام فارسی ماده مؤثره در اولویت است و نام انگلیسی فقط برای جلوگیری از ابهام درج شده است.
آفت کلیدینشانه و تشخیص: لارو سفید داخل میوه، محل تخمگذاری روی پوست و افت شدید بازارپسندی. بالغها با تلههای زرد چسبنده و تلههای اختصاصی قابل ردیابیاند.
پایش و مدیریت غیرشیمیایی: تله پیش از حساسشدن میوه نصب میشود؛ میوههای باقیمانده و آلوده پس از برداشت جمعآوری میشوند و زمان ظهور بالغ مبنای تصمیم است.
اسپینوساد (Spinosad) بهصورت طعمه یا محلول، استامیپراید (Acetamiprid) یا اسپینتورام (Spinetoram) از گزینههای رایج برای کنترل این آفت هستند.
روش و زمان مصرف: کاربرد از شروع شکار معنیدار بالغ و پیش از تخمگذاری گسترده انجام میشود. در طعمهپاشی، هدف جذب بالغ است؛ در محلولپاشی پوششی، پوشش تاج مطابق برچسب لازم است. نزدیک برداشت، دوره کارنس همان فرآورده تعیینکننده است.
شتهنشانه و تشخیص: کلنیهای سیاه روی رشد جوان، پیچش شدید برگ، عسلک و در ادامه دوده سیاه. آلودگی زودهنگام میتواند رشد سرشاخه را متوقف کند.
پایش و مدیریت غیرشیمیایی: بررسی پشت برگ و نوک شاخه از ابتدای رشد، حفظ کفشدوزکها و بالتوریها و جلوگیری از مصرف بیدلیل حشرهکشهای وسیعالطیف.
استامیپراید (Acetamiprid)، فلونیکامید (Flonicamid) و در برخی برنامهها اسپیروتترامات (Spirotetramat) از گزینههای مناسب برای کنترل این آفت هستند.
روش و زمان مصرف: بهترین زمان درمان، شروع تشکیل کلنی روی رشد جوان و پس از پایان فعالیت اصلی گردهافشانهاست. پوشش پشت برگ اهمیت دارد. کاربرد حشرهکش در زمان گل تا حد امکان کنار گذاشته میشود و زمان کنترل به بعد از اوج فعالیت زنبورها منتقل میشود.
شپشکنشانه و تشخیص: پلاکهای خاکستری تا تیره روی شاخه و گاهی میوه، ضعف شاخه و هاله قرمز در بافت اطراف محل تغذیه. مرحله پوره متحرک بسیار کوچک و زرد است.
پایش و مدیریت غیرشیمیایی: بازرسی شاخه در زمستان، استفاده از نوار چسب برای ردیابی پوره متحرک و حفظ دشمنان طبیعی. اصطلاح پوره متحرک در منابع به همین پوره متحرک تازه گفته میشود که هنوز پوشش مومی محافظ تشکیل نداده است.
در خواب: روغن معدنی باغبانی. در زمان خروج پورههای متحرک تازه از تخم یا زیر سپر مادری و پیریپروکسیفن (Pyriproxyfen) یا بوپروفزین (Buprofezin).
روش و زمان مصرف: روغن با پوشش کامل شاخه و تنه در دوره خواب مصرف میشود. تنظیمکننده رشد زمانی بیشترین منطق را دارد که پورههای متحرک فعال شدهاند؛ بعد از تشکیل سپر مومی، حساسیت آفت به بسیاری از سموم کمتر میشود.
کنهنشانه و تشخیص: نقطهنقطهشدن برگ، برنزهشدن، افت فتوسنتز و در برخی گونهها تار ظریف. تشخیص گونه و نسبت تخم، پوره و بالغ بر انتخاب کنهکش اثر دارد.
پایش و مدیریت غیرشیمیایی: نمونهبرداری منظم برگ، حفظ کنههای شکارگر و کاهش گردوغبار. مصرف بیرویه برخی حشرهکشهای وسیعالطیف میتواند جمعیت کنه را تشدید کند.
در خواب برای تخمهای زمستانه: روغن معدنی باغبانی. در فصل رشد بسته به مرحله آفت: بیفنازیت (Bifenazate)، اتوکسازول (Etoxazole) یا آبامکتین (Abamectin).
روش و زمان مصرف: کنهکش پس از نمونهبرداری و رسیدن جمعیت به سطح قابل توجه انتخاب میشود. بیفنازیت بیشتر بر مراحل متحرک و اتوکسازول بیشتر بر تخم و مراحل نابالغ اثر دارد؛ بنابراین انتخاب بر اساس ساختار جمعیت انجام میشود.
چوبخوارنشانه و تشخیص: سوراخ روی تنه/شاخه، خاکاره یا فضولات، صمغ و خشکیدگی موضعی. نام «چوبخوار» یک گروه است و گونه دقیق برای نسخه شیمیایی اهمیت دارد.
پایش و مدیریت غیرشیمیایی: کاهش تنش، جلوگیری از آفتابسوختگی تنه، حذف چوب شدیداً آلوده و پایش زمان پرواز بالغ با تله یا سابقه منطقه.
برای بعضی چوبخوارها، حشرهکشهای تماسی مانند دلتامترین (Deltamethrin) یا لامبدا سایهالوترین (Lambda-cyhalothrin) همزمان با دوره پرواز و تخمگذاری بالغ قابل استفادهاند.
روش و زمان مصرف: هدف محلولپاشی، تنه و شاخههای هدف در زمان حضور بالغ است؛ درمان دیرهنگام پس از ورود عمیق لارو به چوب معمولاً اثر محدودی دارد. تشخیص گونه پیش از انتخاب سم ضروری است.
ریشهنشانه و تشخیص: ضعف لکهای، پژمردگی، کاهش ریشه و مشاهده لاروهای سفید C شکل در خاک اطراف ریشه.
پایش و مدیریت غیرشیمیایی: پیش از نسبتدادن ضعف درخت به این آفت، خاک و ریشه نمونهبرداری میشود؛ زیرا فیتوفترا، خفگی ریشه و کمآبی علائم مشابه دارند.
درمان خاکی باید بر اساس گونه لارو و حشرهکش مناسب روی باغ گیلاس انتخاب شود؛ برای کرم سفید ریشه، انتخاب حشرهکش پس از اطمینان از حضور لارو و تشخیص گروه آفت انجام میشود.
روش و زمان مصرف: در صورت تأیید آفت، منطقه فعال ریشه و مرحله حساس لارو هدف قرار میگیرد. درمان خاکی زمانی نتیجه بهتری دارد که ناحیه فعال ریشه و محل حضور لارو بهطور یکنواخت پوشش داده شود؛ ریختن محلول فقط کنار تنه معمولاً پوشش کافی ایجاد نمیکند.
برگخوارنشانه و تشخیص: جویدگی برگ، تار، لولهشدن یا اتصال چند برگ و حضور لارو در داخل پناهگاه برگی.
پایش و مدیریت غیرشیمیایی: سن لاروی جوان بهترین زمان برای کنترل است. شاخههای آلوده محدود میتوانند حذف شوند و پایش از ریزش گلبرگ ادامه یابد.
باسیلوس تورینجنسیس واریته کورستاکی (Bacillus thuringiensis var. kurstaki)، اسپینوساد (Spinosad)، اسپینتورام (Spinetoram) یا کلرانترانیلیپرول (Chlorantraniliprole).
روش و زمان مصرف: پوشش سطح برگ و مصرف روی لاروهای جوان اهمیت دارد. بیتی باید خورده شود و روی لاروهای فعال جوان بهتر عمل میکند. سموم خطرناک برای زنبور در دوره گل یا زمان فعالیت گردهافشان وارد برنامه نمیشوند.
منطقهاینشانه و تشخیص: محل تخمگذاری و لارو داخل میوه؛ اهمیت آن منطقهای و تابع وضعیت قرنطینه و سابقه آلودگی است و با مگس اختصاصی گیلاس یکسان نیست.
پایش و مدیریت غیرشیمیایی: تلهگذاری، جمعآوری میوه افتاده و آلوده، حذف میزبانهای رهاشده و هماهنگی با برنامه منطقهای.
طعمههای حاوی اسپینوساد (Spinosad) و سایر فرآوردههای متداول قابل استفادهاند.
روش و زمان مصرف: طعمهپاشی بهصورت لکهای/جذبی و بر مبنای شکار تله انجام میشود؛ برنامههای قرنطینهای منطقه بر توصیه عمومی اولویت دارند.
رفتوآمد زیاد مورچه روی تنه معمولاً به معنی خسارت مستقیم مورچه به درخت نیست. در بسیاری از باغها، مورچه به دنبال عسلک شتهها و شپشکها وارد تاج میشود و با دورکردن کفشدوزک، بالتوری و زنبورهای پارازیتوئید، به ماندگاری کلنی شته کمک میکند. به همین دلیل افزایش ناگهانی مورچه روی تنه، ارزش بررسی شته و سایر آفات عسلکزا را دارد.
مسیر حرکت مورچه از خاک تا تنه و شاخه دنبال میشود. اگر مسیر به تاج میرسد، پشت برگهای پیچیده، سرشاخههای جوان و نقاط چسبناک یا براق بررسی میشوند. اگر شته یا شپشک دیده نشود، میوههای ترکخورده و افتاده، منابع قندی اطراف تنه و لانههای نزدیک ریشه نیز میتوانند علت رفتوآمد باشند.
مورچه + شتهمورچه از عسلک شته تغذیه میکند و در مقابل از کلنی شته دفاع میکند. در باغهایی که شته سیاه گیلاس دیده میشود، محدودکردن رفتوآمد مورچه به تاج میتواند اثر دشمنان طبیعی شته را بیشتر کند.
کنترل مؤثر معمولاً از سه مسیر همزمان نتیجه میدهد: بستن راه ورود مورچه به تاج، کمکردن جمعیت کلنی با طعمه مناسب، و کنترل شته یا شپشکی که عسلک تولید میکند. سمپاشی تماسی روی خاک یا تنه، اگر فقط مورچههای کارگر را از بین ببرد، اغلب اثر کوتاهمدت دارد.
در باغ گیلاس، ماده چسبناک مستقیماً روی پوست جوان تنه قرار نمیگیرد؛ ابتدا نوار محافظ مناسب بسته میشود و چسب روی همان نوار استفاده میشود.
شاخههای تماسدار با درخت مجاور، علف بلند، قیم و سیم میتوانند نقش پل داشته باشند. حذف این مسیرها و استفاده از نوار چسبناک روی یک لایه محافظ، رفتوآمد مورچه به تاج را محدود میکند. نوار باید تمیز بماند؛ گردوغبار و برگ خشک میتوانند روی آن پل ایجاد کنند.
طعمه کنداثر در مسیر رفتوآمد یا نزدیک لانه گذاشته میشود تا مورچههای کارگر آن را به داخل کلنی ببرند. مقدار کمی از دو نوع طعمه مناسب را میتوان در چند نقطه آزمایشی قرار داد؛ طی همان روز مشخص میشود کدام طعمه بیشتر مورد استقبال کلنی است و همان گزینه برای ادامه برنامه مناسبتر است.
اگر شته یا شپشک عامل اصلی حضور مورچه است، کنترل همان آفت و حفظ کفشدوزک و بالتوری نتیجه پایدارتری دارد. میوههای ترکخورده و افتاده جمعآوری میشوند و هر منبع قندی در پای تنه، از میوه لهشده تا محلول غذایی ریختهشده، پاک میشود.
در این بخش سم احتمالی در زیر همان بیماری آمده است. بیماریهایی که درمان شیمیایی قابل اتکا ندارند نیز صریحاً مشخص شدهاند تا «سم بیشتر» جای تشخیص درست را نگیرد.
باکتریایینشانه و اپیدمیولوژی: شانکر تیره، صمغ کهربایی، مرگ جوانه، سوختگی گل و سرخشکیدگی. عامل با باران و رطوبت گسترش مییابد و زخم، سرما و تنش درخت را مستعدتر میکنند.
مدیریت پایه: چوب آلوده در هوای خشک تا بافت سالم حذف میشود، ابزار بین درختان مشکوک ضدعفونی میشود و آبیاری روی تنه/شاخه کاهش مییابد. مدیریت تنش و سلامت ریشه بخش اصلی کنترل است.
در برخی برنامههای منطقهای و فقط هیدروکسید مس (Copper hydroxide) یا اکسیکلرور مس (Copper oxychloride) در ریزش برگ/خواب.
روش و زمان مصرف: ترکیبات مسی بیشتر برای کاهش آلودگی سطحی در پنجرههای مناسب کاربرد دارند و شانکر داخل چوب را درمان نمیکنند. تکرار بیرویه مس، بهویژه روی بافت سبز حساس، منطقی نیست و مقاومت باکتریایی نیز در بعضی مناطق گزارش شده است.
قارچینشانه و اپیدمیولوژی: قهوهایشدن گل و سرشاخه، پوسیدگی میوه با تودههای اسپور و باقیماندن میوه مومیایی. بارندگی و رطوبت در گل و نزدیک برداشت خطر را بالا میبرد.
مدیریت پایه: مومیاییها و شاخههای آلوده حذف میشوند، تاج برای گردش هوا مدیریت میشود و آسیب مکانیکی و ترک میوه کاهش مییابد.
از گزینههای رایج: کاپتان (Captan)، تبوکونازول (Tebuconazole)، سیپرودینیل + فلودیوکسونیل (Cyprodinil + Fludioxonil) یا پیراکلواستروبین + بوسکالید (Pyraclostrobin + Boscalid).
روش و زمان مصرف: در باغ پرخطر، حفاظت پیش از دورههای بارانی از سفیدشدن جوانه تا گل و سپس در صورت نیاز نزدیک رسیدن انجام میشود. نزدیک برداشت، فقط مادهای انتخاب میشود که دوره کارنس آن با زمان برداشت سازگار باشد. کاپتان نباید بدون بررسی برچسب در فاصله نامناسب با روغن باغبانی مصرف شود.
قارچینشانه و اپیدمیولوژی: لکههای ریز ارغوانی تا قهوهای، زردشدن و ریزش زودرس برگ. از دسترفتن برگ پس از برداشت میتواند ذخیره درخت و جوانه سال بعد را ضعیف کند.
مدیریت پایه: جمعآوری/تجزیه بقایای آلوده، کاهش ماندگاری رطوبت روی برگ و حفظ سلامت برگ پس از برداشت.
بسته به ثبت: کاپتان (Captan)، آزوکسیاستروبین (Azoxystrobin) یا مایکلوبوتانیل (Myclobutanil) از گزینههای شناختهشده در برنامههای مدیریتی استفاده میشوند.
روش و زمان مصرف: شروع برنامه در باغ سابقهدار معمولاً از پس از گل و با توجه به بارندگی و ظهور لکههاست. ادامه درمان پس از برداشت فقط وقتی فشار بیماری برای حفظ برگ توجیه دارد انجام میشود.
قارچینشانه و اپیدمیولوژی: لکههای گرد روی برگ که مرکز آنها میافتد و ظاهر سوراخدار ایجاد میکند؛ روی میوه و شاخه نیز ضایعه دیده میشود. دورههای مرطوب بهار خطر را بیشتر میکنند.
مدیریت پایه: کاهش منبع آلودگی، هرس برای گردش هوا و پرهیز از خیسماندن طولانی شاخوبرگ.
ترکیبات مسی در زمان مناسب خواب/پاییز، کاپتان (Captan) یا آزوکسیاستروبین (Azoxystrobin) در برنامه فصل رشد استفاده میشوند.
روش و زمان مصرف: زمان مصرف با سابقه باغ و بارندگی تنظیم میشود. مس روی بافت سبز حساس و در شرایط نامناسب میتواند خسارت ایجاد کند؛ بنابراین مرحله رشد و برچسب محصول تعیینکننده است.
قارچینشانه و اپیدمیولوژی: پوشش سفید آردی روی برگ جوان و گاهی میوه، پیچش یا بدشکلی رشد تازه. بیماری در رطوبت نسبی بالا فعال است و برای آلودگی الزاماً به آب آزاد روی برگ نیاز ندارد.
مدیریت پایه: بازکردن تاج، کنترل رشد رویشی بسیار متراکم و پایش منظم از مرحله پس از گل در باغهای سابقهدار.
گوگرد قابل تعلیق/وتابل (Wettable sulfur)، مایکلوبوتانیل (Myclobutanil) یا پروپیکونازول (Propiconazole) از گزینههای مناسب برای کنترل این آفت هستند.
روش و زمان مصرف: در باغ پرریسک، درمان از شروع رشد حساس پس از گل و پیش از توسعه شدید بیماری انجام میشود. گوگرد در گرمای بالا یا در فاصله نامناسب با روغن میتواند گیاهسوزی ایجاد کند؛ فاصله مجاز همان برچسب ملاک است.
شانکرنشانه و اپیدمیولوژی: نواحی فرورفته و نکروزه روی شاخه، صمغ و سرخشکیدگی؛ معمولاً درختان تحت تنش، دارای آفتابسوختگی یا زخم بیشتر درگیر میشوند.
مدیریت پایه: کاهش تنش، حفاظت تنه، حذف شاخه بیمار تا چوب سالم و انجام هرس در دوره خشک.
برای شانکر استقراریافته داخل چوب، قارچکش درمانی قابل اتکای عمومی وجود ندارد. پوشش یا قارچکش سطحی جای حذف بافت آلوده و اصلاح تنش را نمیگیرد.
روش و زمان مصرف: تمرکز درمان روی پیشگیری از زخم و حذف کانون است. اگر برای زخم از پوشش محافظ استفاده میشود، این کار پس از حذف بافت آلوده و روی سطح تمیز انجام میگیرد؛ پوشاندن شانکر فعال بدون حذف بافت بیمار نتیجه مناسبی ندارد.

نشانه و اپیدمیولوژی: زردی، ضعف تدریجی، کاهش ریشه و قهوهایشدن بافت زیر پوست طوقه؛ خاک اشباع و زهکش ضعیف بیماری را تشدید میکنند.
مدیریت پایه: اصلاح زهکش و آبیاری، جلوگیری از ماندگاری آب کنار طوقه و در احداث باغ انتخاب پایه و محل مناسب. تشخیص باید از خفگی ریشه و سایر پوسیدگیها تفکیک شود.
پس از تأیید فیتوفترا: اسید فسفروس/فسفوناتها (Phosphorous acid / Phosphonates)، مفنوکسام (Mefenoxam) یا در بعضی برنامهها فوزتیل آلومینیوم (Fosetyl-Al).
روش و زمان مصرف: روش مصرف بسته به محصول میتواند محلولپاشی، تیمار خاک یا ناحیه ریشه باشد و یکسان نیست. روش مصرف این مواد یکسان نیست؛ بعضی برای ناحیه ریشه و بعضی برای محلولپاشی طراحی شدهاند، بنابراین شکل مصرف بر اساس فرآوردهای که در اختیار است تنظیم میشود.
ویروسینشانه و اپیدمیولوژی: کوچکماندن میوه، رنگگیری ضعیف، کاهش قند، موزاییک یا حلقههای برگی در برخی عوامل، یا حتی درخت بدون علامت واضح. علائم به ویروس، رقم، سن آلودگی و شرایط باغ وابستهاند.
مدیریت پایه: نهال و پیوندک سالم، ردیابی درختان مشکوک، آزمون آزمایشگاهی و حذف منابع مثبت پایه مدیریت هستند. حشرهکش، ویروس داخل درخت را درمان نمیکند.
برای خود ویروس سم درمانی وجود ندارد. کنترل شیمیایی فقط ممکن است برای کاهش ناقلِ اثباتشده، مانند شپشک آردآلود یا زنجرک، و بر اساس پایش همان ناقل به کار رود.
روش و زمان مصرف: درخت مشکوک ابتدا علامتگذاری و نمونهبرداری میشود. در صورت تأیید بیماری سیستمیک، تکثیر از آن متوقف و برنامه حذف منبع آلوده و کنترل ناقل اجرا میشود.



در گیلاس، چند عامل مختلف میتوانند علائم کاهش اندازه و کیفیت میوه، ضعف باردهی یا نشانههای برگی ایجاد کنند. تشخیص چشمی برای جداسازی آنها کافی نیست و در باغ مادری، نهالستان یا باغ دارای علائم پراکنده، آزمون آزمایشگاهی ارزش بالایی دارد.
انتقال: نهال/پیوندک آلوده، پیوند طبیعی ریشهها و شپشکهای آردآلود شناختهشده. علائم میتواند با یک فصل تأخیر ظاهر شود.
مدیریت: مواد تکثیری سالم، حذف درخت مثبت و مدیریت ناقل در باغ و اطراف آن.
انتقال: از طریق مواد تکثیری آلوده قطعی است؛ ناقل حشرهای آن هنوز بهطور روشن مشخص نشده است.
مدیریت: تأکید بر نهال گواهیشده، نمونهبرداری آزمایشگاهی و حذف منابع آلوده.
انتقال: مهمترین خطر عملی در احداث باغ، پیوندک و پایه آلوده است؛ در بعضی میزبانهای جنس Prunus انتقال با گرده/بذر نیز گزارش شده است.
مدیریت: منبع تکثیر سالم و عدم برداشت پیوندک از درخت دارای علائم یا وضعیت نامشخص.
بیماری X گیلاس توسط یک فیتوپلاسما ایجاد میشود و زنجرکها در انتقال آن نقش دارند. شباهت میوههای کوچک و کمرنگ با لیتلچری باعث میشود تفکیک آزمایشگاهی اهمیت داشته باشد.
مدیریت: حذف منبع مثبت و کنترل ناقل بر اساس پایش.
نهال، پایه و پیوندک دارای منشأ مشخص و سالم ریسک ورود ویروس به باغ را بهمراتب کمتر میکنند. باغ مادری مشکوک منبع مناسبی برای تکثیر نیست.
ابزار هرس و پیوند بین درختان مشکوک پاک و ضدعفونی میشود. پاجوش، پیوند ریشه و بقایای درخت آلوده نیز در برنامه حذف کانون در نظر گرفته میشوند.
مدیریت شپشک آردآلود یا زنجرک زمانی به کنترل بیماری کمک میکند که ناقل همان عامل در منطقه تأیید شده باشد؛ کنترل ناقل، درختی را که سیستمیک آلوده شده درمان نمیکند.
صمغ در گیلاس شایع است، اما یک بیماری واحد نیست. رنگ، محل خروج صمغ، وضعیت پوست و وجود شانکر، سوراخ حشره، ترک سرما یا زخم مکانیکی به تفکیک علت کمک میکند. در شانکر باکتریایی، صمغ اغلب همراه با بافت تیره و فرورفته دیده میشود؛ در صدمه مکانیکی یا تنش، ممکن است صمغ بدون شانکر فعال دیده شود.
خروج صمغ / گموزنمای نزدیک خروج صمغ کهربایی؛ این علامت میتواند پس از تنش، زخم، آفت چوبخوار یا بیماریهای شانکری دیده شود و بهتنهایی عامل بیماری را مشخص نمیکند.
شانکر باکتریایی + صمغصمغ در مجاورت بافت تیره و شانکردار؛ کنار هم قرار گرفتن نکروز پوست و صمغ، احتمال شانکر باکتریایی را بیشتر میکند، اما تأیید نهایی بر اساس مجموعه علائم و در موارد لازم آزمایش انجام میشود.
شانکر قارچی/زخمیصمغ در حاشیه بافت آسیبدیده؛ بررسی مرز بافت سالم و نکروزه و سابقه هرس یا زخم برای تشخیص مهم است.
علائم برگی ویروسها میتواند شامل موزاییک، لکه حلقوی، خطنگاره، پیچیدگی، رُزتشدن شاخه و تغییر شکل برگ باشد. چون کمبود بور، روی، صدمات علفکش و بعضی تنشهای ریشه میتوانند بخشی از این علائم را تقلید کنند، نتیجه ظاهری برای حذف درخت کافی نیست و نمونهبرداری آزمایشگاهی ارزش تعیینکننده دارد.
Cherry leaf rollبرگ باریکتر، رولشدن حاشیه و تغییر رنگ میتواند در برخی آلودگیهای ویروسی دیده شود؛ تشخیص نهایی نیازمند آزمایش است.
Rusty mottleلکههای زرد، برنزی یا موزاییکی در بعضی بیماریهای ویروسی/ویروسمانند گزارش میشوند. پراکندگی شاخهای و تکرار الگو در فصل به تشخیص کمک میکند.
PNRSVویروس لکه حلقوی نکروتیک پرونوس میتواند لکههای نکروتیک و سوراخشدن برگ ایجاد کند و با لکه غربالی قارچی اشتباه شود؛ الگوی مزرعه و آزمایش مولکولی برای تفکیک مهم است.
مواد تکثیری آلوده، پیوندک و پایه آلوده مهمترین مسیر ورود بسیاری از ویروسها هستند. برخی عوامل با گرده یا بذر و بعضی بیماریها با ناقل اختصاصی منتقل میشوند.
نهال از منبع مطمئن تهیه میشود، درختان مشکوک علامتگذاری میشوند، از درخت نامطمئن پیوندک گرفته نمیشود و ابزار هرس و پیوند بین درختان ضدعفونی میشود. درختی که آلودگی سیستمیک آن در آزمایش تأیید شده است، بهعنوان منبع انتشار بیماری مدیریت یا حذف میشود.
کنترل ناقل فقط انتقال بعدی را کاهش میدهد و درخت آلوده را درمان نمیکند. در لیتلچری ۲، شپشکهای آردآلود از ناقلهای شناختهشدهاند؛ در بیماری X، زنجرکها نقش انتقال دارند.
علف هرز در ردیف درخت با آب و کود رقابت میکند، میزبان آفت/بیماری میشود و در بهار میتواند ریسک سرما را با تغییر پوشش کف باغ تحتتأثیر قرار دهد.
چندسالهنشانه کلیدی: رقابت شدید برای آب و غذا، توسعه ریزوم و مزاحمت زیر تاج.
اقدام کاربردی: کنترل لکهای و جلوگیری از بذر؛ کنترل لکهای انجام میشود و علفکش با تنه سبز، پاجوش و شاخوبرگ تماس پیدا نمیکند.
چندسالهنشانه کلیدی: پیچیدن دور نهال و رقابت ریشهای؛ ریشه عمیق و بازگشتپذیر.
اقدام کاربردی: کنترل چندمرحلهای؛ حذف سطحی به تنهایی کافی نیست.
چندسالهنشانه کلیدی: در خاکهای مرطوب و فشرده پایدار است و ریزوم عمیق دارد.
اقدام کاربردی: زهکش و ساختمان خاک اصلاح؛ در صورت نیاز، برنامه علفکش با توجه به گونه علف هرز و شرایط کف باغ انتخاب میشود.
یکساله/دوسالهنشانه کلیدی: رقابت و تولید بذر فراوان؛ در برخی مناطق مقاومت علفکشی دارد.
اقدام کاربردی: کنترل در مرحله کوچک و جلوگیری از بذر؛ تکرار یک علفکش با سازوکار مشابه، خطر مقاومت را بالا میبرد.
جگننشانه کلیدی: رقابت شدید و تکثیر با غده؛ در آبیاری نامناسب گسترش مییابد.
اقدام کاربردی: کنترل تلفیقی، اصلاح آبیاری و درمان لکهای هدفمند.
در باغ جوان، کنترل نوار زیر ردیف اهمیت بیشتری دارد. هنگام استفاده از علفکشهای غیرانتخابی، تماس با پوست سبز تنه، پاجوش و برگ باید کاملاً جلوگیری شود. بین ردیف، پوشش گیاهی مدیریتشده میتواند فرسایش و فشردگی را کم کند.
رنگ پوست و مواد جامد محلول (Brix) از شاخصهای اصلی رسیدگی هستند، اما رقم و بازار هدف تعیینکنندهاند. گیلاس میوهای بسیار حساس به ضربه، فشار و گرمای مزرعه است.
برداشت در ساعات خنک و نگهداشتن سبدها در سایه، دمای پالپ را پایین نگه میدارد و آسیب مکانیکی را کم میکند.
گرمای مزرعه باید سریع خارج شود؛ هیدروکولینگ یا سامانه سردکردن متناسب با واحد بستهبندی کیفیت دم و سفتی میوه را حفظ میکند.
منابع UC برای گیلاس حدود ۰ تا منفی ۰٫۵°C و رطوبت نسبی ۹۰–۹۵٪ را گزارش میکنند؛ مدیریت دقیق زنجیره سرد برای جلوگیری از چروک و قهوهای شدن دم ضروری است.
| خطا | نتیجه | اصلاح |
|---|---|---|
| برداشت میوه گرم | تنفس و نرمشدن سریعتر | برداشت خنک و سایه |
| ریختن میوه از ارتفاع | پیتینگ و کوفتگی | کاهش ارتفاع سقوط و ظروف کمعمق |
| تاخیر در پیشسرد | قهوهای شدن دم و افت سفتی | حذف سریع گرمای مزرعه |
| برداشت بعد از باران بدون خشکشدن | ترک و پوسیدگی بیشتر | ارزیابی خشکی سطح و بیماری |
در گیلاس، زمان اقدام به اندازه انتخاب نهاده مهم است؛ اول فنولوژی و تشخیص، بعد مصرف.
محصولات بر اساس مرحله فیزیولوژیک جایگذاری شدهاند؛ جایگاه فروت شارژ و فلاور شارژ در برنامه گیلاس از یکدیگر تفکیک شده است.
محور روی ۹٪ + بور ۲٪ برای آمادهسازی جوانه، گل و گرده. محلولپاشی درجشده روی صفحه محصول: ۵۰ تا ۱۵۰ گرم در ۱۰۰ لیتر آب؛ مقدار نهایی با آزمون و شرایط باغ.
مشاهده فروت شارژمحصول تخصصی فروتستینگ پس از برداشت شاور برای مرحلهای که برگ هنوز فعال است و درخت در حال تکمیل ذخایر و جوانههای فصل آینده است.
مشاهده فلاور شارژمکمل برنامه کیفیت بافت و سفتی میوه؛ در مدیریت ترک، جای آبیاری یکنواخت و کنترل تماس باران با میوه را نمیگیرد.
مشاهده محصولبرای برنامه خاک، کربن آلی و مدیریت شرایط ریشه در کنار اصلاح آبیاری و زهکش.
مشاهده محصولمکمل برنامه تغذیه و بازیابی تنش؛ نه جایگزین روشهای فیزیکی مدیریت یخبندان.
مشاهده محصولنسخه نهایی با آنالیز آب، خاک و برگ، پایه، رقم، سن و بار درخت تنظیم میشود.
مشاهده سایت وانیا زیستپوشش یا رنگ مخصوص تنه درختان میوه که برای کاربرد باغی طراحی شده باشد در اولویت است. بعضی فرمولهای تخصصی علاوه بر رنگدانه بازتابدهنده، ماده محافظ یا قارچکش یا باکتریکش دارند؛ در این حالت نام ماده مؤثره، نسبت رقیقسازی و دامنه مصرف درجشده روی همان برچسب مبنای کار است. رنگ ساختمانی توصیه اصلی این صفحه نیست.
پوشش قارچکشدار میتواند در سطح تنه نقش محافظ داشته باشد، اما شانکر فعال داخل پوست و چوب با رنگ پوشانده و درمان نمیشود. حذف بافت آلوده، مدیریت زخم، کاهش تنش و تشخیص عامل همچنان ضروری است.
سم واحدی به نام «سم زمستانه» وجود ندارد. برای شپشک و تخم کنه، روغن معدنی باغبانی میتواند مطرح باشد؛ برای سابقه شانکر باکتریایی، ترکیبات مسی میتوانند در برنامه زمستانه جای داشته باشند. انتخاب به هدف واقعی باغ وابسته است.
بهترین انتخاب تابع مرحله رشد و عامل هدف است. پیشگل و گل بیشتر بر بیماری شکوفه، پس از گل بر شته/برگخوار/سفیدک و لکه برگی، و نزدیک رنگگیری بر مگس گیلاس و پوسیدگی میوه تمرکز دارد. جدول مرحلهای صفحه برای همین تفکیک طراحی شده است.
دوره کارنس فاصله اجباری بین آخرین کاربرد سم و برداشت محصول است. عدد آن برای هر فرآورده میتواند متفاوت باشد و از برچسب همان محصول خوانده میشود.
برای مرحله تورم جوانه و پیشگل، فروت شارژ شاور با ۹٪ روی و ۲٪ بور محصول تخصصی این بخش در برنامه وانیا است. مصرف بور و روی بیش از نیاز میتواند عدم تعادل یا سمیت ایجاد کند، بنابراین مقدار و دفعات بر اساس وضعیت باغ تنظیم میشود.
فلاور شارژ شاور بهعنوان محصول تخصصی فروتستینگ پس از برداشت معرفی میشود؛ کاربرد این مرحله زمانی معنا دارد که برگ هنوز فعال و سالم باشد و آب و کنترل بیماریهای برگی نیز حفظ شده باشد.
باران و آب آزاد روی میوه، نوسان رطوبت خاک، حساسیت رقم، مرحله رسیدن و ویژگی پوست میوه از عوامل اصلیاند. کلسیم فقط یکی از اجزای برنامه کیفیت است و ترک بارانی را بهتنهایی حذف نمیکند.
صمغ یک علامت عمومی است و میتواند با شانکر باکتریایی، شانکر قارچی، سرما، زخم، آفت چوبخوار یا سایر تنشها دیده شود. وجود صمغ بهتنهایی برای انتخاب قارچکش یا حشرهکش کافی نیست.
خیر. سم حشرهکش یا قارچکش، ویروسی را که در بافت درخت مستقر شده درمان نمیکند. مدیریت بر پایه نهال سالم، آزمون آزمایشگاهی، حذف منبع آلوده و در بیماریهایی که ناقل شناختهشده دارند، کنترل همان ناقل است.
مرحله بسیار جوان شپشک است که پس از تولد روی پوست و برگ حرکت میکند و هنوز سپر مومی محافظ کامل ندارد. این مرحله معمولاً نسبت به درمانهای هدفمند حساستر از حشره تثبیتشده زیر سپر است.
خیر. تغذیه و بیواستیمولانت میتوانند به آمادگی یا بازیابی گیاه کمک کنند، اما حفاظت شب یخبندان به پایش دما و نقطه شبنم و، در باغ طراحیشده، سامانههایی مانند بادزن یا آبیاری ضدیخ با ظرفیت مهندسیشده وابسته است.